مدح و منقبت حضرت علی اکبر علیهالسلام
بس که زیباست رخ آینه از جلوۀ رویش مثل لیلا شده چشمان جهان خیره به سویش آفتاب آمده از شـرق نگـاهـش به تـمـاشـا ماه انداخته خود را به شب روشن مویش باز جاری شده عطرش به دل کوه و بیابان نفس باد صبا مشکفشان گـشته ز بویش دشت، خاموش به وجد آمده از بانگ اذانش آب، لبتشنه به جوش آمده از شوق وضویش کربلا آخر عشق است، عجب خاک غریبیست آسمانیست که حیران شده از روی نکویش آخر قصه چه تلخ است اگر قامت خورشید خم شود تا بگذارد لب خود را به گلویش |